انعطاف پذیری مغز

انعطاف پذیری عصبی یا نوروپلاستیسیتی مغز

مغز انسان از حدود ۸۶ میلیارد نورون تشکیل شده است. محققان اولیه معتقد بودند که نوروژنز یا ایجاد نورونهای جدید، به زودی پس از تولد متوقف شد. امروزه درک می شود که مغز دارای ظرفیت قابل توجهی برای تغییر مسیرها، ایجاد ارتباطات جدید و در بعضی موارد حتی ایجاد نورون های جدید است.

منظور از انعطاف پذیری مغز چیست؟

پلاستیسیته(plasticity) یا نوروپلاستی نشان می دهد که چگونه تجارب مسیرهای عصبی در مغز را تغییر  می دهد. زمانی که چیزهای جدید یاد می گیریم یا اطلاعات جدید را حفظ می کنیم، تغییرات عملکردی طولانی مدت در مغز رخ می دهد. این تغییرات در ارتباطات عصبی چیزی است که ما به آن انعطاف پذیری مغز می گوییم.

برای نشان دادن مفهوم انعظاف پذیری مغز ، فیلم داخل یک دوربین آنالوگ را تصور کنید. وانمود کنید که فیلم نشان دهنده مغز شما است. اکنون تصور کنید با استفاده از دوربین می خواهید یک عکس از یک درخت را تهیه کنید. هنگامی که تصویر درخت گرفته می شود، فیلم در معرض گرفتن اطلاعات جدید است که تصویری از یک درخت است. به منظور حفظ تصویر، فیلم باید به نور واکنش نشان دهد و “تغییری انجام دهد” تا ضبط تصویر درخت صورت بگیرد. به همین ترتیب، برای اینکه دانش و اطلاعات جدید در حافظه حفظ شود، تغییرات رخ داده در مغز، نشان دهنده اطلاعات جدید است.

ویژگی های نوروپلاستیسیتی

پلاستیسیتی مغز می تواند با سن متفاوت باشد. در حالی که انعطاف پذیری عصبی در تمام طول عمر اتفاق می افتد، اما نوع خاصی از تغییرات در  یک دوره خاص از طول عمر غالب هستند. مغز، در طی سالهای اولیه زندگی رشد و خود را سازماندهی می کند.به طور کلی، مغز جوان واکنش گرایی و حساسیت بیشتری نسبت به مغزهای بزرگتر دارد.

انعطاف پذیری عصبی شامل فرآیندهای متنوعی است. پلاستیسیتی مغز در تمام طول زندگی ادامه دارد و غیر از نورونها در سلولهای مغزی ، سلولهای گلایال و عروقی را شامل می شود.

نوروپلاستیسیتی مغز می تواند به دو دلیل باشد

  1. پلاستیسیتی مغز و تغییرات عصبی مغز می تواند در اثر  یادگیری، تجربه، و شکل گیری حافظه باشد
  2. یا به عنوان یک نتیجه از آسیب به مغز رخ دهد.

در حالی که مردم اعتقاد داشتند که مغز پس از یک سن خاص ثابت می ماند، تحقیقات جدید نشان داده اند که تغییرات مغز در پاسخ به یادگیری هرگز متوقف نمی شود. در موارد آسیب به مغز، مانند سکته مغزی، ممکن است تنها بخش هایی از  مغزهای  که مرتبط با عملکردهای خاص هستند ، آسیب ببینند. در نهایت، بخش های سالم مغز ممکن است این عملکرد ها را از بین نبرند و توانایی های آنها را  بعد از مدتی بازیابی کند. که در واقع با روش های توانبخشی شناختی این امر امکان پذیر خواهد بود.

انعطاف پذیری مغز

موارد تاثیر گذار بر میزان انعطاف پذیر ی مغز

محیط زندگی نقش مهمی در روند انعطاف پذیری مغز دارد. همچنین ژنتیک می تواند تاثیر بگذارد. تعامل بین محیط زندگی و ژنتیک نقش مهمی در شکل دادن به انعطاف پذیری مغز دارد. نوروپلاستیسیتی مغزی همیشه خوب نیست. تغییرات مغزی اغلب به عنوان پیشرفت شناختی یک فرد دیده می شود، اما همیشه هم نمی توان این مورد را ثابت کرد. در برخی موارد، مغز ممکن است تحت تاثیر مواد روانگردان یا شرایط پاتولوژیک باشد که می تواند بر روی مغز و رفتار تاثیرات مضر بگذارد. تقویت و یا فعالیت های تکراری در نهایت باعث می شود که مغز بزرگسال به یادگیری فعالیت های جدید بپردازد. با همان مکانیسم، محیط شبیه سازی شده و تحریک کننده برای مغز آسیب دیده، در نهایت منجر به بهبودی خواهد شد.

سوال

پس اگر مغز دارای انعطاف پذیری یا پلاستیسیتی باشد، چرا همه کسانی که دچار سکته مغزی هستند، عملکرد مغزی درستی ندارند؟

پاسخ این است که تغییر مغز بستگی به سن (مغز جوان دارای شانس بیشتری برای بهبودی است)، همچنین  به اندازه بخش آسیب دیده و مهمتر از همه، درمان های ارائه شده بعد از سکته مغزی دارد.

در انواع پلاستیسیته مغزی دو نوع نوروپلاستیسیتی وجود دارد، از جمله:

  •   پلاستیسیستی عملکردی : توانایی مغز برای انتقال عملکرد های مغز از یک منطقه سالم به دیگر مناطق آسیب دیده.
  • پلاستیسیتی ساختاری: توانایی مغز در تغییر ساختار فیزیکی خود که در نتیجه یک یادگیری جدید رخ می دهد.

چگونه مغز ما تغییر می کند؟

چند سال اول زندگی یک کودک زمان رشد سریع مغز است. در هنگام تولد، هر نورون در قشر مغزی حدود ۲۵۰۰ سیناپس دارد؛ در سن سه سالگی، این تعداد به ۱۵۰۰۰ سیناپس عظیم در هر نورون افزایش پیدا می کند. با این حال، در افراد  ​​بالغ به طور متوسط، حدود نیمی از این تعداد سیناپس وجود دارد. چرا؟ زیرا هم زمان با اینکه تجربیات جدیدی به دست می آوریم، بعضی از  ارتباطات عصبی در مغز تقویت می شود و برخی از آنها هم از بین می روند .این روند به عنوان هرس سیناپتی (synaptic pruning) شناخته شده است. نورون هایی که مکررا استفاده می شوند ارتباطات قوی تری را برقرار می کنند و آنهایی که به ندرت یا هرگز استفاده نمی شوند، در نهایت می میرند. به وسیله همین اتفاق یعنی پیشرفت ارتباطات عصبی جدید و از بین رفتن نورن های ضعیف مغز توانایی سازگاری و تغییر در محیط را پیدا می کند.

ترجمه شده از https://www.verywellmind.com/what-is-brain-plasticity

اهمیت ۱۰۰۰  روز اول زندگی در حوزه شناختی

اولین عضوی که  در دوران جنین شکل می گیرد مغز است و خیلی زود فرماندهی کردن و رشد را در بدن آغاز می کند . مکانیز م هایی مانند حافظه در رحم  مادر در حال شکل گرفتن است .پژوهش هایی انجام گرفته است که صداهایی را برای جنین که در داخل رحم است پخش می کنند و واکنش های جنین را ارزیابی می کنند و در نتیجه این پژوهش مشخص شده است که بعد از مدتی این واکنش ها کمتر و کمتر می شود گویی که جنین به این صداها عادت کرده است که این نشان دهنده آن است که در ابتدا جنین توانایی شنیدن دارد و شنوایی آن شروع به فعالیت کرده است و دوم آنکه حافظه دارد زیرا عادت برای جنین صورت گرفته است . اما چون مطالعه بر روی جنین مقداری سخت است میزان عملکرد مغز برای حافظه در این دوران خیلی شفاف نیست  اما اگر به طور کلی بخواهیم بگوییم از هفته سی ام بارداری حافظه کوتاه مدت شکل می گیرد.

ما بیشترین رشد مغز را در این زمان داریم نوزادی که به دنیا می آید و هر انرژی ایی را که دریافت  می کند %۹۵ آن را به ساختار مغز اختصاص می دهد . چون بیشترین رشد در این دوره است بیشترین  تاثیر پذیری از محیط را هم در این زمان داریم. کودکی که در رحم مادر در حال شکل گیری است  گنجینه ژنتیکی دارد که از پدر و مادر خود به ارث می برد. اما اگر در محیط خوبی قرار نگیرد این ژنها به خوبی به ثمر نخواهند رسید. برای مثال اگر نوزادی  در بدو تولد دچار اختلال بینایی باشد  و  در زمان مناسب درمان نشود ممکن است این نقص تا آخر عمر به نوعی در بینایی وی اختلال ایجاد کند مباحث روانبخشی کودک نیز به همین منوال است و اگر کودک در محیطی مناسب نباشد شاید عملکرد مغز به گونه ایی تغییر کند که در بزرگسالی آن گونه که باید به مانند افراد عادی نتواند از توانمندی هایی که مغز می تواند داشته باشد استفاده کند.

تقویت انعطاف پذیری مغز در کودکان

دوران کودکی از بدو تولد تا سه سال زندگی و برخی معتقند تا پنج سال و یا ۸ سال زندگی مهم ترین دورانی است که آینده انسان را می سازیم برای اینکه ما انعطاف پذیری مغزی خوبی برای کودک داشته باشیم لازم است که تمام حواس پنج گانه کودک را مواجه کنیم با ابزارهای مختلفی با آن ها بازی می کنیم اگر اسباب بازی ها بتوانند بیشترین حس های کودک را درگیر کنند کمک بیشتری را به وی خواهیم کرد یعنی کودک بتواند آن را لمس کند ، صدا تولید کند و به نوعی تعادلی برقرار شود یعنی به گونه ایی که  نیاز باشد کودک چند حرکت را با این اسباب بازی انجام دهد تا اسباب بازی به کار بیفتد.

پاسخ