توانبخشی شناختی بعد از آسیب سر

علل های رایج آسیب سر

علل آسیب به سر متنوع اند. 50 درصد افرادی که به دلیل آسیب به سر به مراکز درمانی مراجعه می کنند و به توانبخشی شناختی نیاز دارند ناشی از تصادفات جاده ای و رانندگی است.

  • حدود 25-20 درصد افراد به دلیل سقوط های خانگی و صنعتی دچار آسیب به سر می شوند.
  • حدود 15-10 درصد افراد به علت صدمه های ورزشی و تفریحی دچار آسیب به سر می شوند.
  • بالاخره اینکه حدود 10 درصد افراد به دلیل حملات و ضرب و جرح به سر آنها آسیب می رسد.

احتمال آسیب به سر در چه کسانی بیشتر است ؟

هرچند هر فردی در همه ی عرصه های زندگی و کاری باید جهت حفظ سلامت مغز خودش بکوشد، لیکن احتمال آسیب به سر در برخی از افراد بیشتر است.

  1. مردان سه برابر بیشتر از زنان ممکن است به آسیب مغزی دچار شوند. مردان جوان بین سنین 15 تا 30 سال در معرض خطر آسیب مغزی بیشتری (5برابر) هستند.
  2. افراد بالای 65 سال به دلیل کهولت سن و ناتوانی جسمانی در معرض خطر هستند.
  3. افرادی که الکل مصرف می کنند در معرض خطر بیشتری هستند.
  4. بین ویژگی های شخصیتی و احتمال آسیب به سر هم، رابطه وجود دارد. افرادی که شخصیت ریسک پذیر دارند احتمال در معرض خطر بودن آسیب به سر در آنها بیشتر است.
  5. و بالاخره اینکه، افرادی که در گذشته صدمه به سر را تجربه کرده اند احتمال دارد مجددأ دچار این مشکل بشوند.

بسیاری از افرادی که دچار آسیب به سر می شوند نجات می یابند، به همین دلیل محققین از اصطلاح “اپیدمی خاموش” برای توصیف افزایش تعداد افرادی که از آسیب مغزی جان سالم به در برده اند استفاده می کنند. تخمین زده می شود 90 درصد افرادی که دچار آسیب شدید مغزی می شوند و امروزه زنده می مانند، 30 سال پیش زنده نمی ماندند.

توانبخشی شناختی بعد از آسیب سر

با آسیب به سر چه اتفاقی برای مغز می افتد؟

مغز همانند یک ژله نرم است. به هنگام آسیب به سر، مغز تکان می خورد، شکاف بر می دارد، از هم باز می شود و ترک برمی دارد. آسیب به مغز به دو صورت آسیب های اولیه و ثانویه است. در لحظه ی ضربه ، ممکن است مغز کشیده یا پاره شود، دچار کوفتگی شده و خونریزی اولیه و لخته های خونی ایجاد می شوند. اینها نمونه ای از آسیب های اولیه هستند. مواردی همچون تورم مغز، عفونت ها، و مشکلات تنفسی، خونریزی ثانویه و تغییرات سلولی نمونه هایی از آسیب های ثانویه هستند.

بخش عمده ی آسیب های به سر به صورت بسته هستند؛ در این قبیل موارد جمجمه نمی شکند، اما مغز در داخل جمجمه جا به جا می شود. این آسیب ها با آسیب های باز سر مانند زخم گلوله تفاوت دارد. معمولأ از دو معیار سطح هوشیاری و مدت زمان فراموشی پس از سانحه جهت اندازه گیری شدت آسیب به سر استفاده می شود. به هر حال آسیب به سر به هر شدتی که باشد دارای عواقب فیزیکی، شناختی، هیجانی و رفتاری است که در این بین آسیب های شناختی رایج تر و مهم تر هستند که در صدر آن باید به اختلالات حافظه اشاره کرد.

افراد دارای آسیب مغزی تروماتیک در موارد زیر دچار اختلال می شوند به همین دلیل هدف توانبخشی محسوب می شوند:

  • در مهارت های اجرایی مثل برنامه ریزی، سازمان دهی، ابتکار
  • در حافظه مثل حافظه ی کوتاه مدت، حافظه ی کاری و مشکل در یادگیری های جدید.
  • در سرعت پردازش اطلاعات؛ در این قبیل افراد سرعت پردازش کند می شود.
  • مشکلات ادراکی-فضایی و اختلال در ادراک دیداری
  • مشکلات زبانی، در درک (دریافت) و بیان (صحبت کردن)
  • از دست دادن بینش و آگاهی نسبت به تغییرات و نقص ها
  • وجود مشکلاتی در حل مسئله، استدلال، قضاوت و تصمیم گیری

چنانکه پیش تر اشاره شد گروه دیگری که به توانبخشی شناختی نیاز دارند از نوع آسیب مغزی اکتسابی هستند. افراد مشمول این گروه بسیار متنوع هستند. مصرف الکل می تواند باعث کمبود برخی از ویتامین ها و در نتیجه آسیب به مغز شود. سندرم کورساکف بر اثر کمبود ویتامین B یا تیامین ایجاد می شود، در نتیجه باعث از دست رفتن حافظه می شود.

عفونت های مغزی نمونه ی دیگری از آسیب مغزی اکتسابی است. آنسفالیت نیز باعث آسیب به مغز می شود، ویروس ها و باکتری های مختلفی وجود دارند که باعث آنسفالیت می شوند. یکی از رایج ترین علت ها، ویروس هرپس سیمپلکس است. در خیلی از موارد افراد مبتلا به آنسفالیت بهبود می یابند اما سلول های عصبی در مغز ممکن است آسیب ببینند. نمونه ی دیگری از عفونت های مغزی، مننژیت است. در مننژیت غشاءهای پوشاننده ی مغز (مننژها) دچار عفونت می شوند در نتیجه مغز متورم می شود. بهبودی این بیماری بسیار متفاوت است.

هیپوکسی یا فقدان اکسیژن نمونه ی دیگری از آسیب مغزی اکتسابی است. شایع ترین علل وقفه در تأمین اکسیژن مغز، ایست قلبی یا تنفسی، آسم، فشارخون بسیار پایین، استنشاق دود، کمای دیابتی ، غرق شدن و خفگی است. تومورهای مغزی هم ، باعث آسیب به مغز می شوند.

هرچند تعریف دقیق توانبخشی شناختی و توانبخشی عصب-روانشناختی روشن نیست و بین متخصصین اختلاف نظر وجود دارد؛ اما چیزی  که مهم است این است که بیماران زیادی به دلیل آسیب مغزی تروماتیک یا اکتسابی به توانبخشی شناختی نیازمند هستند. وجود موارد متعدد آسیب مغزی اکتسابی همچون اختلالات قلبی عروقی، ابتلا به ایدز و مواردی که پیش تر به آن اشاره شد ضرورت آن را مضاعف می کند.

با توجه به گروه های نیازمند به توانبخشی شناختی، هرچند بخشی از علل آسیب مغزی در کشور ما محدودیت داشته یا وجود ندارد، لیکن متأسفانه مواردی همچون تصادفات جاده ای، اختلالات قلبی عروقی و یا مصدومان ناشی از تهاجم کشورهای بیگانه، به کرات دیده می شود. به همین دلیل شاید بیش از هر کشوری، ما نیازمند به توسعه ی این حوزه باشیم.

پاسخ